یکشنبه - ۲۹ فروردین ۱۴۰۰
صفحه اصلی / آذربایجان / پیروزی فعالان در بند آذربایجانی، نوید دهنده تغییرات پایدار! – بهزاد جدی

پیروزی فعالان در بند آذربایجانی، نوید دهنده تغییرات پایدار! – بهزاد جدی

در روزگاری زندگی می‌کنیم که  اعتراضات بخش جدایی ناپذیر زندگیمان و لازمه پیشرفت جامعه‌ی مدنیمان می‌باشد. اعتراضات در دانشگاهها و میادین، اعتراضات در خیابانها، و اعتراضات در شبکه‌های اجتماعی از اشکال مختلف اعتراضات امروزی می باشند. اعتراضات موفق، در گوشه و کنار جهان، وضعیتهای  موجود نهادینه شده را به چالش کشیده و قادر بر تحمیل موضوعات مورد اعتراض خود بر حاکمان مستبد و حتی جهانی کردن موضوع مورد اعتراض خود هستند. علاوه بر آن اعتراض‌های موفق می‌توانند افرادی را که سال‌ها در حاشیه جامعه مدنی غیرفعال زندگی کرده‌اند را فعال کنند. برای ایجادتغییرات مطلوب، اعتراض، شرط لازم است اما سوال اینجاست که آیا شرط کافی نیزهست؟ برای  تبدیل مسالمت آمیز اعتراضات به یک قدرت و جنبش سیاسی پایدار و جذب وجدان های آگاه منفعل سه استراتژی اصلی تعریف می‌شود.

استراژی اول، گسترش دامنه‌ی ایمان به تغییرات امکان‌پذیر می‌باشد. همه ما در مقابل ایده‌های تغییرات بزرگ و بنیادین بارها از مخاطبانمان شنیده‌ایم که “امکان‌پذیر نیست”. وقتی می‌شنوید که شخصی چنین می‌گوید، می‌خواهد مرزهایی بر تخیلات مدنی شما مشخص کند.  اما تصور کنید که قدرت مردمی کافی، ایده ها و نظرات، منابع مالی، و هنجارهای اجتماعی همه هماهنگ با یکدیگر  درصدد تغییر ناهنجاری مورد نظر باشند. پیش فرض ندانستن سیاستهای نهادینه شده به تنهایی اولین گام برای تبدیل اعتراض به قدرت سیاسی است. اما تغییرات پایدار مستلزم دقت و ریزبینی در مورد اقدامات بعدی می‌باشد.

استراتژی دوم، انتخاب مبارزه تعریف شده مشخص می‌باشد. تمامی سیاست‌ها، مبنی بر تضادها تعریف می‌شوند. تعداد کمی از ما به زندگی مدنی محض و عاری از مقایسه بسنده می‌کنیم. ما به چیزهای می‌اندیشیم که در مقایسه با چیزهای دیگر امکان‌پذیرترند. انسانهای قدرتمند شروط لازم برای این تقابل را تعریف می‌کنند. این به معنای ساده اندیشیدن درباره بحثی است که می‌خواهند اصل تغییر موردنظرشان را به تصویر بکشد. به عنوان مثال فعالان اجتماعی از خواسته های کوچک و شدنی مثل افزایش حداقل حقوق کارگران شروع می‌کنند. آنها می‌دانند که افزایش حداقل حقوق کارگران، مشکل بزرگ نابرابری اجتماعی را حل نخواهد کرد اما با این اهداف کوچک مناقشه برانگیز و دست یافتنی، قدرت و اعتماد به نفس لازم برای تغییرات بزرگ را کسب می‌کنند. آنها با این تغییر کوچک، هم دامنه‌ی ایمان به تغییرات امکان پذیر را گسترش می‌دهند و هم مبارزه خود را تعریف و مشخص می کنند.

سومین استراتژی اصلی، تلاش برای یافتن پیروزی زودرس می‌باشد. این پیروزی‌های زودرس حتی اگر در مقایسه با اهداف نهایی، بلند پروازانه نباشند، برای فعالیت اجتماعی انگیزه ایجاد کرده و دایره ایمان به تغییرات ممکن و شدنی را در افکار مردم تغییر می‌دهند. در تاریخ نمونه های زیادی بر این استراتژی وجود دارد. جنبش همبستگی کارگران لهستان در دوره جنگ سرد دقیقا به همین ترتیب ظهور کرد. ابتدا با اعتراضات کارگران بخش کشتی سازی جهت تغییر قوانین نهادینه شده شروع شد و یک دهه بعد موجبات سرنگونی دولت کمونیست لهستان و ایجاد تغییرات ساختاری در سیستم حکومتی این کشور گردید.

کسب پیروزی‌های زودرس باعث ایجاد یک بازخورد مثبت، قوی تر شدن ایمان، و انگیزه برای تداوم فعالیت می‌شود. دستیابی به این پیروزی‌های کوچک مستلزم تحت فشار قرار دادن گسترده و هماهنگ سیاستمداران در قدرت، استفاده از رسانه ها و شبکه های اجتماعی برای تغییر روایت دیکته شده توسط حاکمان، مطرح کردن موضوعات با مردم، و ترغیب نفر به نفر همسایگانی است که وجدانی آگاه دارند ولی مردد برای فعالیتهای اجتماعی می‌باشند. هیچ یک از این استراتژی‌ها به اندازه اعتراضات خیابانی جذاب نیستند اما تاریخ جنبش‌های مدنی در آمریکا، استقلال هند، و حق تعیین سرنوشت مردم کشور چک، همه و همه نمونه هایی هستند که با این سه استراتژی به نتیجه رسیده اند. آنها یک پیروزی ناگهانی شبانه نیستند بلکه ضربه های آرام مستمر و طولانی مدت برای ایجاد تغییرات اساسی هستند.

پیروزی اخیر فعالان در بند آذربایجانی در مطالبه حقوق خود و تحمیل کردن خواسته‌هایشان بر حاکمان مستبد،  مثالی برای استراتژی سوم مورد بحث می باشد که وجدانهای آگاه فعالان مدنی با انتخاب هدف و استراتژی مناسب موفق به تغییری هر چند کوچک در وضعیت موجود شدند. تغییری که نوید دهنده‌ی پیروزی‌های بزرگ در آینده می باشد!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *