جمعه - ۲۲ آذر ۱۳۹۸
صفحه اصلی / مقالات / پدیده هواداران تیم فوتبال تراکتورسازی تبریز – ماشااله رزمی

پدیده هواداران تیم فوتبال تراکتورسازی تبریز – ماشااله رزمی

روزدهم آبان ۱۳۹۸ مسابقه فوتبال بین تیم تراکتورسازی تبریزوتیم استقلال تهران دراستادیوم هشتاد هزارنفری تبریزبا حاشیه های زیادی همراه بودکه بحث وجدل های زیادی را هم در رسانه های جمهوری اسلامی و هم درمدیای اوپوزیسیون آن بوجود آورد.

مخالفان ازهواداران تراکتورسازی انتقاد کردند که چراهواداران آذربایجانی تراکتورسازی پرچم جمهوری ترکیه را برداشته وبه رسم فوتبالیست های ترکیه برای حمایت ازعملیا ت چشمه صلح ارتش ترکیه درشمال سوریه سلام نظامی داده اند؟این مخالفت ها تعمیم داده شده وهواداران تیم تیراکتورسازی تبریز به پان ترکیسم ، شعار دادن علیه کردها و فارس ها متهم شده وهمه هشتادهزارنفرحاضر دراستادیوم سهند تبریز را تجزیه طلب نامیده اند. این موضعگیری ها سیاست همیشگی مرکز نشینان درمقابل آذربایجانی هاست که بدون درنظر گرفتن عواقب منفی آن و ایجاد فاصله با آذربایجانی ها انجام می گیرد زیرا تیم تراکتورسازی تبریز و دو میلیون هواداران پرشورآن سال هاست که به یکی از نماد های فرهنگی آذربایجان تبدیل شده است .

تراکتورسازی برای آذربایجانی ها تنها یک تیم فوتبال نیست . این تیم درعین حال سمبل وحدت ویکپارچگی آذربایجانی ها نیزمی باشد که درهرمسابقه ای دراستادیوم تبریز از تمام استانها ومناطق ترک نشین با پرچم ها و پلاکاردهای مخصوص خودشان می آیند و شعار می دهند:« اورمو ، زنجان ،اردبیل  بو سس تبریزدن گلیر»یعنی صدای اورمیه ، زنجان ، اردبیل از تبریز بگوش می رسد . آنچه که تیم فوتبال تراکتورسازی را در دو دهه گذشته به یک تیم افتخار  آفرین برای آذربایجانی ها تبدیل کرده ویژگی وحدت بخش وهویت سازآنست .پرچم سرخ تراکتور نماد ملی آذربایجانی ها شده است.

اغلب کسانی که بعنوان کارشناس دررادیو وتلویزیون ها درباره هواداران تراکتورسازی اظهار نظر می کنند ویا در سایت ها و روزنامه ها تفسیرمی نویسند اگرنگویم شناخت نادرست ،دستکم اطلاعات نادرست ازاین هواداران دارند و دیدگاههایشان غرض ورزانه ومصداق کامل ترک ستیزی می باشد. اینان فراموش می کنند که جرقه اصلی جدال مورد بحث زمانی زده شد که بدنبال ورود ارتش ترکیه به شمال شرق سوریه برای مبارزه با تروریست های شاخه سوریه ای پ کا کا ، وریا غفوری کاپیتن کرد تبار تیم استقلال درانستاگرام خود بشدت به ترکیه حمله و آنرامحکوم کرد. از آن به بعد با توجه به رقابتی که بین تراکتورواستقلال درمیدانهای ورزشی وجود داردعکس العمل شدید هواداران تراکتورسازی  دورازانتظارنبود .

دراظهارنظرها ،هواداران تراکتور سازی عده ای انگشت شمارنامیده شده اند اما محمد حسین فرهنگی نماینده تبریز درمجلس تعداد کسانی را که درمسابقه تراکتور با استقلال پرچم کشورهای دیگر را بدست گرفته بودند هفت هزار نفرمی داند وازگویندگان شبکه ورزش انتقاد می کند که «چرا به بجای گزارش بیطرفانه مسابقه فوتبال به ملت آذربایجان توهین می کنید.»

تیم تراکتورسازی درسال ۱۳۵۳ تشکیل شده وتازمانی که کارخانه تراکتورسازی کارمی کرد هزینه های تیم فوتبال را نیزتامین می کرد. در آن سال ها اغلب فوتبالیست های تراکتورسازی آماتور وعموما از کارگران کارخانه تراکتورسازی بودند . هواداران تیم تراکتورسازی نیزازهمکاران ، دوستان و خانواده های کارگران کارخانه بودند .

اکنون البته وضع تغییر کرده وکارخانه تراکتورسازی ورشکسته اعلام شده ومانند بسیاری ازکارخانجات دولتی تولیدی ندارد لذا قادربه تامین مالی تیم نیست بهمین جهت تیم تراکتورسازی از دوسال پیش به بخش خصوصی واگذارشده وتمام فوتبالیست های تیم نیزبازیکنان حرفه ای هستند . نکته مهم اینست که نام باشگاه تراکتور سازی برخلاف تیم های تهران هرگزعوض نشده وپایگاه هواداران تیم تراکتورسازی هم طی نیم قرن گذشته تغییراساسی نکرده واکثریت هواداران این تیم هنوزهم ازاقشارزحمتکش جامعه می باشند ضمن اینکه انبوهی ازتحصیل کردگان وروشنفکران نیز به صف هواداران تراکتور پیوسته اند. اما تیم های دولتی تهران که بعد از انقلاب نام خودرا به استقلال وپرسپولیس تغییر داده اندخاستگاه جداگانه ای داشته اند  بازیکنان این تیم ها درابتدا از فوتبالیست های دانشجو ونظامی تشکیل می شد و پایگاه اجتماعی شان نیزبا تیم تراکتورسازی متفاوت بودآنان هم.اره تراکتورسازی را تحقیرمی کردند و می گفتند که تراکتورسازی تیم روستائیان وحاشیه نشینان است…

تیم تراکتورسازی بعد ازتاسیس استادیوم سهند تولد دوباره یافته و به یک تیم مدعی نه تنها در ایران بلکه در ورزش جهان تبدیل شده است سایت هواداران تراکتورسازی دومیلیون نفرعضوفعال دارد که همگی دارای کارت دیجیتال وقابل شناسائی هستند . این تیم رتبه اول پرطرفدارترین تیم ایران وآسیا را دارد و دردنیا پنجمین تیم پرتماشاچی محسوب می شود و طبق نوشته سایت معتبروبین المللی ترانسفرمارکت که جابجائی بازیکنان را رسد می کند ،تیم تراکتورسازی با هشتاد هزار تماشاچی در روزمسابقه با استقلال پرتماشاچی ترین تیم فوتبال دردنیا بوده .گنجایش استادیوم سهند هشتاد هزار نفراست اما درمسابقات مهم کسانی که نتوانسته اند از طریق اینترنت بلیط تهیه بکنند و نیزخانم هاکه تا بحال حق ورود به استادیوم را نداشته اند  درتپه های اطراف استادیوم جمع می شوند تا ازدورشاهد بازی تیم محبوبشان بشوندبهمین جهت گاهی تعداد تماشاچیان ازصد هزارنفر بیشتر می شود. تراکتور توانسته است حس هویت طلبی ملی را در وجود آذربایجانی های مقیم تهران هم بیدار کند بطوری که در ورزشگاه آزادی تهران تعداد طرفداران تراکتورازطرفداران استقلال بیشترمی شود .

 به این اعتبارهواداران تراکتورسازی لکوموتیوجامعه مدنی آذربایجان محسوب می شوند و درتحولات اجتماعی بویژه درتبریزنقش پیشرو دارند و دراقتصاد وسیاست وفرهنگ جامعه تاثیرگذارهستند.در اغلب محلات تبریز تهوه خانه طرفداران تیم تراکتور وجود دارد.آنان درکارهای امدادرسانی به سیل زدگان وزلزله زدگان نیز فعال هستند ودر زلزله ورزقان ارسباران و سیل ترکمن صحرا خدمات ارزنده ای ارائه دادند درسال های اخیردرتبریزهمیشه قیمت دولار وفوتبال تراکتورکه آذربایجانی ها آنرا تیراختورتلفظ می کنند ،بحث اصلی درمحل کارومحافل خصوصی وخانوادگی شده است .

استادیوم فوتبال تبریزنیزویژگی های خاصی دارد که ازچند سال پیش باین سو بعلت محبوبیت تیم تراکتور سازی که اصطلاحا «تی تی ها» نیزخطاب می شوند جذابیت توریستی پیدا کرده است وآژانس های توریستی که گردشگر به تبریز می آورند بدرخواست مسافران بازدید ازاستادیوم فوتبال تبریز را هم در برنامه مسافرتی خود قرار می دهند. این استادیوم طی بیست سال گذشته میزبان مسابقات بزرگی بوده وبعد ازاستادیوم صد هزار نفری آزادی تهران ، دومین استادیوم بزرگ ایران است . استادیوم درشش کیلومتری خارج شهر تبریزدردامنه کوه سهند دریک دره کوچک بنام دره گرگ (قورت دره سی)ساخته شده و صندلی های طبقه همکف تماشاچیان فاقد ستون بوده و برروی سخره های کوه سهند گذاشته شده ومهندس آن برنده جایزه بین المللی استادیوم سازی شده است . نام رسمی استادیوم «یادگارامام» می باشد . انتخاب این نام بخاطر آن بوده است که احمد خمینی درنوجوانی درتیم شهرقم فوتبال بازی می کرده . استادیوم فاقد وسایط نقلیه عمومی وخط مترو است وبسیاری ازتماشاچیان فوتبال فاصله شهرتا استادیوم را با پای پیاده طی می کنند تا به میعادگاه هواداران پرشوربرسند. باین ترتیب این استادیوم با سه نام مختلف شناخته می شود :

  ـ ۱ ـ استادیوم (قورت دره سی)دره گرگ ، برای اینکه در دره گرگ ساخته شده است

   ـ ۲ ـ استادیوم سهند ، بدلیل اینکه در دامنه کوه سهند بنا شده

  ـ ۳ ـ استادیوم یادگارامام ، که دولت این نام را روی استادیوم گذاشته

ازسال ۱۳۸۵ به بعد که شورش بزرگی در شهرهای آذربایجان دراعتراض به کاریکاتور روز نامه ایران ارگان دولت ایجاد شد، استادیوم سهند به مرکزی برای طرح مطالبات فرهنگی آذربایجانی ها تبدیل شد و در مواردی نیزرنگ سیاسی بخود گرفت اما عمده مطالبات فرهنگی بوده وبشیوه مدنی بیان شده اند طوری که کلوپ هواداران تیم تراکتورسازی یکی از با دیسیپلین ترین کلوپ های ورزشی محسوب می شود.هر وقت تراکتور سازی بازی را می بازد هواداران فریا می زنند «عیبی یو ، عیبی یوخ» یعنی عیب ندارد ، عیب ندارد . بازیکن برزیلی سابق تراکتور می گوید که «عیبی یوخ» فلسفه هواداران تراکتوراست یعنی بازی برد وباخت دارد و نباید ناراحت شد و طرفداران هویت طلب تراکتور هم می گویند « نه توپ دی ، نه گول دی  ــ تیراختور میللی یول دی » یعنی نه توپ است و نه گول زدن است ، تراکتور راه مبارزه ملی است. تراکتورسازی درمیان فوتبال دوستان با تیم فوتبال بارسلونای اسپانیا مقایسه می شود که سمبل هویت ملی کاتالان ها می باشد.

هواداران تیم تراکتورسازی پرچمدارمطالبات ملی آذربایجانی ها نیز شده اند . دفاع از فرهنگ و زبان مادری ،دفاع ازمحیط زیست ، دفاع از برابری زن ومرد وحضور زنان در ورزشگاهها ،دفاع از آزادی زندانیان سیاسی ، مبارزه با تبعیض وحق کشی ومبارزه علیه نژادپرستی و سایر مطالبات دموکراتیک ،هم با نوشتن برپلاکاردها وهم بصورت دادن شعارهای دسته جمعی همواره وجه مشخصه  هواداران تیم تراکتورسازی بوده است . طرفداران تراکتورسازی ازسه طیف تشکیل شده اند بخشی از آنها می خواهند استادیوم جای ورزش وخالی کردن هیجانات درونی بدون شعار های سیاسی باشد ، طیف دیگرعلاقمند است هوادان نقش یک حزب سیاسی ملی را بعهده بگیرد و نهایتا عده ای نیزمعتقدند که تراکتورتریبون ترکان است اما این هرسه طیف دریک نقطه بهم می رسندو آن نقطه هویت جداگانه آذربایجان دربرابرتهران است .هریک ازاین طیف ها رهبران میدانی مخصوص خود را دارند. .

جمهوری اسلامی همیشه کوشیده است ورزش را هم اسلامی بکند که با طبیعت ورزش سازگارنیست . یکی از کار های جمهوری اسلامی اجباری کردن پخش تلاوت قرآن قبل از شروع مسابقات است که این امر دراستادیوم سهند به چالش کشیده شده است و درمسابقه دهم آبان نیز ، هوداران تراکتورسازی تلاوت قر آن را هو کردند وکوشیدند مانع پخش آن بشوند . هواداران تراختور دردورانی که سرداران سپاه برآن حکمرانی می کردند مخالف حضورنظامیان در ریاست ورزش بودند وبجای آنان از کارشناسان و پیشکسوتان ورزش درپست های مدیریتی باشگاهها دفاع می کردند .

همه ساله درهفته بازگشائی مدارس هواداران تراکتورسازی بصورت یکپارچه شعار می دهند « اوز دیلینده مدرسه اولمالیدیرهرکس» یعنی هرکس باید بزبان خود مدرسه داشته باشد و این یکی از عمده ترین مطالبات آذربایجانی هاست که خواهان آموزش بزبان مادری واجرای اصل ۱۵ قانون اساسی هستند .همین شعارهرساله در ۲۱ فوریه که روز جهانی آموزش بزبان مادری است درطول یک هفته تکرار می شود. همه شعار های تراکتور بدون استثناء بزبان ترکی  سرداده می شود

درسال های گذشته که دریاچه اورمیه بدلیل سیاستهای نادرست دولت درحال خشک شدن بود و زندگی میلیون ها انسان که در اطراف دریاچه ساکن هستند را تهدید می کرد هواداران تراکتورسازی به دولت فشار می آوردند که برای احیای دریاچه اقدامات جدی انجام بدهد و هیچ مسابقه ای بدون دفاع از موجودیت دریاچه اورمیه انجام نمی گرفت و وقتی نمایندگان مجلس حاضر به تصویب بودجه نبودند و می گفتند این دریاچه قابل احیا نیست استادیوم سهند یکصدا فریاد می زد که«اورمو گولو جان وئریر ، مجلس اونون قتلینه فرمان وئریر» یعنی دریاچه اورمیه جان می دهد ومجلس به قتل آن فرمان می دهد.

ازسال گذشته هواداران تراکتور سرود زیبائی برای حضور زنان دراستادیوم ها ساخته اند که مرتب قبل از شروع باز بصورت دسته جمعی خوانده می شود و می گویند  خواهرم حق طبیعی توست که درکنار برادرانت دراستایوم بنشینی .گروههای اوپوزیسیون این صدا های دهها هزار نفری را از تبریزنمی شنیدند اما وقتی دختر آبی درتهران خود سوزی کرد همه به دفاع ازحضور زنان دراستادیوم ها پرداختند.

دفاع از آزادی زندانیان سیاسی از شعارهای دائمی هواداران تراکتورسازی بوده است بدون هیچگونه تبعیض و فرق گذاری شعار«آذربایجان واراولسون ، زندانیلر آزاد اولسون» یعنی آذربایجان زنده باشد وزندانی ها آزاد گردند بی وقفه دراستادیوم سهند بصورت همگانی تکرار می شود. و ازسال گذشته که طبق بیانیه شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد « عباس لسانی چهره شناخته شده فعال مدنی آذربایجان» دستگیر ودردادگاه اول به ۸ سال زندان و در دادگاه تجدید نظر به ۱۵ سال زندان محکوم شده هواداران تراکتور شعار می دهند « آذربایجان واراولسون ، لسانی آزاد اولسون» یعنی آذربایجان زنده باشد و لسانی آزاد گردد .

اما شعارهای مدنی هواداران تراکتور همواره با توهین وتحقیر های زشت در تهران ، اصفهان ، کرمان وشهر های کرد نشین روبرو شده است . وقتی دراستادیوم کرمان طرفداران تیم کرمانی شعار می دهند « صدای عرعر نمیاد ، ترکه صداش در نمیاد» هیچکس اعتراض نمی کند وتلویزیون سراسری درتمام طول مسابقه این توهین را مستقیما پخش می کند . انواع توهین های ناموسی و تحقیر ترک ها سال هاست که علیه بازیکنان تیم تراکتور تکرار می شود و تداوم آن هر روز بیشتر از روز قبل فاصله هواداران تراکتوررا از دیگران بیشترمی کند.شعار « انتخاب کنید، چکسلواکی یا یوگوسلاوی » عکس العمل در مقابل توهین ها و تحقیر های مداومی است که به ترک های آذربایجانی می شود واین توهین ها اکنون نه تنها از زبان طرفداران تیم های رقیب تراکتور بیان می شود بلکه دراعلامیه های رسمی احزاب سیاسی قید می گردد که می نویسند : «ترک ها اگر پرچم ایران راقبول ندارند ازایران بروند.» گوئی این ترک ها نبوده اند که هزار سال برایران حکومت کرده اند .

داستان پرچم نیزنبایدبا تئوری های توطئه بررسی شود . اولا یک اشکال اساسی وجود دارد که ایرانیان پرچم جمهوری اسلامی را پرچم ایران نمی دانند زیرا نه آرم سیک های هندی که برمرکزآن حک شده مورد قبول عامه است ونه کلمه الله اکبر که بخط کوفی درحواشی آن نگاشته شده است . پرچم با آرم شیر خورشید هم نشان حکومت سلطنتی سابق است که در سال ۱۳۵۷ سرنگون شده وحمل آن درایران ممنوع است بهمین جهت به غیرازاستادیوم آزادی تهران که برای نمایش ،چند پرچم جمهوری اسلامی به دست بعضی ازتماشاگران داده می شود ، درهیچ یک ازاستادیوم های شهرستانها کسی این پرچم را بر نمی دارد و طی چهل سال گذشته هم برعکس ملل دیگر که در تظاهرات اعتراضی پرچم ملی خود را در دست می گیرند ،ایرانیان درهیچ تظاهراتی پرچم بدست نگرفته اند و حتی اکنون شاهد هستیم که اوپوزیسیون جمهوری اسلامی خوشحال است از اینکه درعراق پرچم ایران را آتش می زنند .

مردم جمهوری اسلامی و پرچم اش را قبول ندارند وبرداشتن پرچم ترکیه هم از نظربعضی ها درجواب رفتارکردهای ایران بود. آنان بعد از ورود نیروهای نظامی ترکیه به شمال شرق سوریه ، درتظاهراتی که درتهران وسنندج بکمک نیروی انتظامی ترتیب داده شد ،پرچم ترکیه را آتش زدند و پرچم کردستان عراق را در دست گرفتند اما درآنموقع همه تعریف وتمجید  کردند وکسی اعتراض نکرد.

کسانی که با روانشناسی اجتماعی آذربایجانی ها آشنا می باشند حتما متوجه هستند که برخلاف بعضی ازروشنفکران که نوعی سمپاتی به مبارزات کردها دارند ، مردم عادی نظرمنفی به احزاب کردی داشته وازوجود احزاب مسلح کردی احساس خطرمی کنند این احساس ازتاریخ گذشته وازتجربیات روزمره آنان ناشی می شود.

درمسابقه تراکتور با استقلال یک اتوبوس از هواداران تراکتوراز ماکو به استادیوم سهند آمده بودند .آنان عکس های قربانیان ترور گروههای کردی دراطراف ماکو را نیز با خود همراه آورده بودند اغلب این قربانیان سربازان وظیفه درمرزبانی بوده اند که درشبیخون های احزاب کردی ازجمله پژاک وحزب دموکرات جان باخته بودند .از این جوانان که اغلب فامیل یا دوست قربانیان بودند نباید انتظار داشت که احزاب مسلح کردی را دوست داشته باشند بویژه از نیروی هژمون کردی یعنی  پ کاکا که ازطرف آمریکا ، اتحادیه اروپا و سازمان ملل متحد بعنوان یک گروه خطرناک تروریستی شناخته می شود، مردم آذربایجان غربی نمی توانند دل خوشی داشته باشند .پژاک شاخه ایرانی و ی پ گ شاخه سوری پ کاکا می باشند .شاخه سوری پ کا کا از طرف عفو بین الملل به پاکسازی قومی درشمال سوریه متهم شده است .دهها نقشه جغرافیائی وجود دارد که نشان می دهند چگونه احزاب مسلح کردی خانه های اعراب ، ترکمن ها و مسیحیان را در شمال سوریه تخریب کرده و ساکنان آنجاها را بزور ازوطنشان آواره کرده اند.

احزاب کردی ،آذربایجان غربی را استان اورمیه و کلا تمام استانهای غربی ایران را روژ هلات یعنی کردستان شرقی می نامند و درنقشه هائی که درکتاب های درسی کردهای شمال سوریه چاپ شده و به کودکان آموزش داده می شد از دریای مدیترانه تا دریاچه اورمیه کردستان نامیده شده است.با توجه به روابط حسنه جمهوری اسلامی با پ کاکا که در مساله شمال سوریه به حمایت آشکار ازکردها ختم شد فعالین حرکت ملی آذربایجان ازآینده همکاری جمهوری اسلامی با احزاب کردی بیمناکند بویژه بعد از مذاکراتی که چند ماه پیش بین مرکز هماهنگی احزاب کردی ایران با نمایندگان جمهوری اسلامی در نروژ انجام گرفت ومنجر به قطع حملات نظامی کردها به پاسگاههای مرزی گردید این نگرانی بیشتر شده است.

با توجه به نکات ذکر شده دربالا بسیای ازموضعگیری ها علیه هواداران تیم فوتبال تراکتورسازی تبریز از موضع بی طرفی ومنصفانه انجام نگرفته و بصورت باورنکردنی همسویی بین احزاب سیاسی راست وچپ وهمچنین همصدائی جمهوری اسلامی واوپوزیسیون آن درحمله به طرفداران تراکتورسازی و محکوم کردن همه ترک ها آشکاراست.

همبستگی ترک های آذربایجانی با همزبانان خودشان درسایر کشورهای ترک زبان امرغیرعادی نیست همچنانکه همبستگی کرد های ایران با کردهای ساکن درکشورهای دیگراز نظر فرهنگی امرطبیعیتلقی می شود.

زبان ترکی آذربایجانی یکی از شاخه های اصلی ازبیست شاخه بزرگ زبان ترکی است ولی متاسفانه پان ایرانیست ها حاضر نیستند زبان ترکی آذربایجانی هارا برسمیت بشناسند وبا بکار بردن اصطلاح «آذری» ترک بودن آذربایجانی ها را انکار می کنند . اصطلاح آذری اگربمعنی جغرافیائی آن یعنی اهل آذربایجان بودن استعمال شود مشکلی ایجاد نمی کند و آنچه که مشکل ساز است بکار بردن اصطلاح آذری بمعنی زبان شناختی آن و نفی هویت ترکی آذربایجانی هاست 

در سال های اخیر روابط اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی بین آذربایجانی ها و جمهوری ترکیه افزایش یافته و در بعضی از فصول سال تعداد اتوبوس های مسافربری که از ترمینال مسافرتی تبریز بسمت ترکیه حرکت می کنند از تعداد اتوبوس هائی که ازهمین ترمینال بسمت تهران حرکت می کنند بیشتر است و مردم برای تحصیل ،استراحت ، تجارت و تفریح به ترکیه می روند چنانکه امسال خرید خانه در ترکیه نسبت به سال گذشته شصت درصد افزایش یافته است . آذربایجانی ها ترک های ترکیه را خارجی وبیگانه حساب نمی کنند و تجدد وپیشرفتهای اقتصادی ترکیه نیز جذابیت چشمگیری دارد ضمن اینکه در شرایط فشارحد اکثری وتحریم های اقتصادی امریکا علیه جمهوری اسلامی ، ترکیه یکی از تنفس گاههای اقتصادی ایران محسوب می شود و مردم داروها وکالاهائی را که در ایران یافت نمی شود ازترکیه خرید می کنند.

ماشااله رزمی ـ ۱۳ نوامبر۲۰۱۹ ـ پاریس  

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *